الملا فتح الله الكاشاني

200

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

آن را كه اراده كند وَ يَهْدِي و راه نمايد بتوفيق و ارشاد إِلَيْهِ بدين حق مَنْ يُنِيبُ هر كه را كه بازگردد به حق و روى آورد بسوى وى يعنى هر كه از همه اعراض كند و او را خواهد او سبحانه راه راست به او نمايد يا آنكه راه بهشت به او نمايد و ثواب دهد هر كه را كه به نيت خالص به او رجوع كند . وَ ما تَفَرَّقُوا و پراكنده نشدند اهل اديان و ملتها از امم پيغمبران چون عاد و ثمود و اصحاب ايكه و غير آن از دين برنگشتند إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ مگر پس از آنكه آمد بديشان از اخبار پيغمبران مثل آيات تورية و انجيل بعد از علم ايشان به آنكه تفرق محض ضلالست و بر هر تقدير متفرق شدند و برگشتند از ايمان بَغْياً از روى ستمكارى و جبارى كه واقع شده بود بَيْنَهُمْ ميان ايشان يا از روى طلب جاه و رياست يا بر وجه حسد بر پيغمبر بردن و گويند مردمان بعد از اهلاك كافران به عذاب طوفان بر يك ملت بودند و چون پدران ايشان بمردند اختلاف در ميان ايشان واقع شد و نزد اين حال پيغمبران بر ايشان مبعوث شدند و ايشان به جهت بغى و تجبر و حسد بايشان نگرويدند و يا آنكه اهل كتاب زمان حضرت رسالت اختلاف نكردند در حق آن حضرت مگر بعد از آنكه بايشان آمد طريق علوم به مبعث آن حضرت و صحت نبوت او پس عدول كردند از نظر كردن در آن به جهت ظلم و عداوت و حسد و حرص در طلب دنيا كقوله و ما تفرق الذين اوتوا الكتاب الا من بعد ما جاءتهم البينة وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ و اگر نبودى سخن پيشى گرفته در تاخير عذاب مِنْ رَبِّكَ از نزد پروردگار تو إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى تا به مدت نام برده شده و مقدر گشته لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ هر آينه حكم كرده شدى ميان ايشان باستيصال كافر مطلق و نجات مؤمن به حق وَ إِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتابَ و بدرستيكه آنان كه داده شده‌اند كتاب را يعنى قرآن مِنْ بَعْدِهِمْ از پس امم ماضيه كه قوم نوح و ابراهيم و عيسى بودند مراد يهود و نصارى زمان آنحضرت‌اند كه از پس آباء و اجداد خود قرآن بايشان آمد و يا مراد مشركان عهد رسولند كه از پس اهل كتاب قرآن بر ايشان نازل گشت و ايشان لَفِي شَكٍّ مِنْهُ هر آينه در شك‌اند از قرآن يا از دين يا از پيغمبر مُرِيبٍ شكى بريبت افكنده كه ظن است يعنى ظن غالب ايشان آنست كه قرآن يا دين اسلام غير حق است . فَلِذلِكَ پس بجهة آن تفرق و اختلاف كه از ايشان صادر گشته فَادْعُ پس